مرتضى راوندى

461

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

زيرا تمام مواد غذايى و همچنين علوفه براى اسب در اثر نايابى عمومى گران شده . » براتيشف نيز در دسامبر 1742 ( 1155 ه . ) مىنويسد : « در همه‌جاى ايران ذخيرهء غله بىاندازه كمياب است . بدينجهت فرستادگان شاه ، هنگام جمع‌آورى غله ، ساكنان را بيرحمانه آزار مىدهند . آنها هيچ دليل عينى و حقيقى را نمىپذيرند و فقط اصرار دارند كه گندم و جو را از روى زمين بردارند ، و براى قشون بفرستند . همه‌روزه دربنديها را عموما از زن و مرد كتك مىزنند و آنقدر از آنها آذوقه مىخواهند كه زمينهايشان يكدهم آن را هم حتى در عرض پنج سال نمىتواند توليد كند . بدين‌جهت بسيارى از ساكنان اينجا گريخته‌اند . . . » همو در گزارش ديگرى مىنويسد كه فشار نادر روزافزون است و با اين بيدادگريها ، ايران بدانجا خواهد رسيد كه ديگر در آن ثروتمند يا توانگر باقى نماند . . . او درحالى كه ايران را خراب مىكند ، با پولها فقط كلات را پر مىكند ، و با كوچاندن مردم فقط خراسان را . خزانه را ، كه از مبلغ عظيم چند ميليونى پر شده ، براى هميشه به كلات مىفرستد . . . به نظر براتيشف اگر حكومت نادر سقوط كند ، هيچ دستگاهى نمىتواند به اندازهء او به فلاكت و بدبختى مردم كمك كند . » « 410 » « مهديخان در يكى از فصلهاى آخر كتاب خود ، تصويرهايى از ترور وحشيانه ، اعدامها و شكنجه‌هايى كه نادر در حق اتباع خود ، فئودالها و كشاورزان اعمال مىكرد ترسيم مىكند . شيخ محمد على حزين نيز زمانى كه در هند بود از بسيارى از زائرين كه از حج برمىگشتند ، دربارهء ترور وحشتناكى كه بر ايران حاكم بوده و همچنين وحشت وصف‌ناپذيرى كه بر تمام مردم كشور مستولى شده بود ، چيزهايى شنيده است . . . . و . براتيشف خبر مىدهد : در سرتاسر كشور ايران ، بجز غارتهاى توانفرساى پولى از قشرهاى مختلف مردم ، كه با كمك آزارهاى ستمگرانه انجام مىگيرد ، و مواجبى كه به نظاميان داده مىشود ، هيچ كار ديگرى از طرف شاه صورت نمىپذيرد . از اشخاص سرشناس در هر مقام و موقعى كه باشند با كمك اعدام و مجازات ، جريمه‌هاى بيحساب مىگيرند . كوتاه سخن آنكه در ايران حتى يك نفر هم نيست از نادر صدمهء اندوهبارى نديده باشد . اين بدبختى توانفرسا ملت ايران را چنان به سختى خشمگين كرده كه هر لحظه از خداى متعال رهايى خود را مىخواهند و حاضرند براى اينكه بدين آرزوى بعيد و سخت‌ياب خود برسند ، عليه حكومتشان منتهاى دلاورى را از خود نشان بدهند . معاصران آن دوره ، ترور وحشيانهء حكومت نادر را با وحشت و هراس كشور - گشاييهاى خانمانسوز چنگيز خان ، هلاكو خان و تيمور مقايسه كرده‌اند . . . نادر مىخواست به قيمت قتل و كشتار و نابودى دهها هزار نفر ، حاكميت خود را در كشور صد پارچه‌اى كه در حال زوال عميق اقتصادى بود ، حفظ كند . با وجود اين ، ترور همگانى و قتل و كشتارهاى نظامى ، گواهى بر ناتوانى او در مقابل جنبشهاى وسيع آزاديبخش ، قيامهاى طبقاتى و آشوب - گرائى فئودالها بود . » « 411 »

--> ( 410 ) . همان ، ص 73 - 264 ( به اختصار ) . ( 411 ) . همان ، ص 295 به بعد ( به اختصار ) .